بعضی وقتا مثل بارون بعضی وقتا یه کویرم
من رهاتر از غبارم من به زنجیر اسیرم
نه طلوعی گرم و شادم نه غروبی سرد و خاموش
کاش بدونم که چی هستم بودنم شده فراموش
این لحظه هام درگیر و خستن
نه تو راهن نه نشستن
پی موندنم میپرسن
تا به کی دست و پا بستن
دیگه وقت انتخابه دیگه از دورویی سیرم
شیر و خط تو سرنوشته
یا میمونم یا میمیرم
یا فقط رومی رومی یا فقط زنگی زنگی
یا میشم سهم دل تو یا نصیب گور سنگی
واسه پایان سکوتم این ترانه رو میخونم
زندگیمو تو میسازی
کاش بخوای زنده بمونم